تبليغاتX
کاسپیکا

بهاریّه

حالیا که :

پونه، پرده عصمت و پنداردریده است

سوسن، سربه سطوح سجده نهاده است

سنبل، نایِ"سار" و"سهره" بریده است

نرگس، کرشمه بر تبق ِعشوه نهاده است

قُمری، دور ِقمررا بغمزه پریده است

زُهره، جهتِ رقص زمین، ضرب گرفته است

زاهدِ دانا، حدیثِ "مُطرب ومی" سروده است

صبا، بفدای عارض ِسوسن ونسرین گرویده است

معمار، نقش ِابروی" یار"بر طاقِ "ابر" کشیده است

پرستو، به بالای گوشه خوشه پروین پریده است

ازمینوومینا ولاله وآلا، پیک و پیامی که رسیده است

وشمایان :

که یاران ِ دیرینه دیَر ِ"دامنه" وسفره ی"هاست" اید

بپذیرید که"دُرنای"دلم برای کلمه ی"تبریک" تپیده است!

              

تقدیم به بهترینان ادب که ازابرهای بهاری "وب"شان بسیار نوشیده ام، گرچه سیراب نشدم !

+ نوشته شده توسط مصطفي-اكبر پور در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 20:49 |