تبليغاتX
کاسپیکا

به هوشنگ ماند این"سده"یادگار

بسی باد چون او دگر شهریار

چهارشنبه روزِ"مهر"و شانزدههمین روزاز"وهومن"ماه باستانی برابربا دهم بهمن خورشیدی جشن سده ایرانیان است، جشنی که اززمانهای بسیاردوربه یادگارمانده ومنشاء آن نیز شکرگذاری خداوند است بخاطرکشف وپیدایش آتش. روایت آن درشاهنامه فردوسی چنین آمده که روزی هوشنگ شاه به همراهی یاران خود به کوه میرود در راه به مارتنومندی برخورد می کند وباسنگ بزرگی به جنگ آن می شتابد سنگ را بسوی مارپرتاب میکند. سنگ به سنگ دیگری برخورد کرده جرقه ای بیرون میجهد وبه خاروخاشاک اطراف شعله می کشد وآتش فروزان پدیدارمی گردد وازآن پس جشن سده برگزارمی گردد. سده از واژه"ست"درزبان پهلوی آمده است ومعنی آن"صد" می باشد. ویا به روایت امروزه 50شب و50روزمانده به جشن نوروز....

حرمت نهادن به جشن سده با شادی وشور،توسط ایرانیان باستان به پاسداشت بزرگترین کشف بشریت-آتش- کنش هوشمندانه وحکیمانه ایی است که موجب هژمونی نماد روشنایی وبینش برهیولایی جهل وتاریکی ومرارت تا به امروزگشته است.

براستی آیا سمبلی پسندیده تر، پراسرارتر وپرنسیب سازتراز"سده"ایرانیان درمیان فرهنگ و تمدنهای باستانی اقوام ِجهان سراغ دارید؟! " پس سرُورهزاران "سده" صید دام وایام دوستان بادا"

+ نوشته شده توسط مصطفي-اكبر پور در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 16:30 |

روز"گیؤش"یا"جهان روز" برابربا چهاردهم ماه "وهومن" سال 3704باستانی، مصادف با هشتم بهمن ماه 1345که از روزهای مقدس پارسیان تحت ِعنوان"نبُر" وایّام پرهیزاست ،هویتّ یافته ام  به جسم واسم. درهمان اثنا یی که اروپاییان،باچاشنی شادی، شوروشوق 28ژانویه1967شان را رنگ کریسمس میزدند....!

اینک سال باستانی مان به3745رسیده، واندک پارسیان باقیمانده نیزهمچنان به جرم ایده اهورایی شان نشسته اند به انزوای بی ارتفاع وفاقد انتفاع...! ومن قد کشیده ام به قامت نیم "قرن"کی، گواهش هم ماه چله چموش سال1386خورشیدی است که به رخ میکشد پختگی وپر"بار وبری" ام را دریغ از خود ِسال که نه ششی داشت ونه هشتی!

انگاری ماموریت داشت تا شمارعمررا به همتّ باد چهل کند تا قیاس چهل سالگی میلادی را بریاد بنشاند جهت کشف تمایز و تفاوتشان! سالی که بدون شش وتنها با هشت نیز ترنّم شش وهشت اش، شادی می آفریند وسُرُور وغُرور! ومیمانیم من وما که دلخوش نوشیدن ِ نیم قرن شربت حسادت ایم   با چهل جام غبطهِ ورزیدن، بلکه شاید زودتر برسد گاه رفتن...! پس به غبطه مردنم مبارک بادا... !

 

+ نوشته شده توسط مصطفي-اكبر پور در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 14:50 |