حتیّ با نگاهی نه چندان کارشناسانه به میزان فعالیّت هایی صورت گرفته درعرصه فرهنگی کشور، میتوان نتایج عملکرد و درجه حساسیتی که متوّلیان نظام فرهنگی مملکت نسبت به تمدّن وفرهنگ ملی این وطن"بی تن" اما استثنایی دارند، سنجید. بررسی این عملکرد بعلتّ اظهرمن الشمس بودن نتایج آن علاوه براینکه مشمول هزینه عملیاتی نیست، نیازبه مدّاقه ِریاضت کشانه ایی نیزندارد! تنها هزینه ایی که برآن مترّتب است دقّت درمشاهده، وسواس درتجزیه وتحلیل سپس کمی رعایت انصاف درقضاوت است! آیا اعمال این هزینه ها برای آسیب شناسی فرهنگ دیرینه وعظیم یک کشور اسلامی، هزینه سنگینی است؟!
طرُفه آنکه اگرپشه ایی چون من"مو"می بیند، یقینا ً شاهین های شب بیداروشاهان بلامنازع آسمان معّرفت، مذهب وفرهنگِ مملکت"پیچش مو"می بینند پس اِبایی نیست اگر مدّعی باشیم که آنان اطلاع واثق دارند ازآمار تعداد ارکستر ملی موجود کشور، تعداد سالن های فعّال هنری، میزان تیراژ فیلم های تولید شده، تعداد جلد کتُبی که طی این مدّت مجوّزانتشارگرفته اند درمقابل تعداد عنوان کتاب هایی که برای چاپ چهارم وپنجم شان ممنوع الانتشار شده اند! از نحوست شمارگان و عنوان جراید میگذریم -به ظاهردرمشروع بودن این فعالیّت تشکیک وجود دارد- همچنین درراستای همین رويت"پیچش مو"حتمّ دارم که توّجه وعنایت کافی به تولیدات موسیقیایی کشورچه از بُعد نوع ، فرم ومعنای آن موجودمیباشد!
پرسش درحُول چگونگی نظارت با توّجه به ایمانی که به درّایت دینی ودانش فرهنگی منصوبین وجود دارد جسارت بیشتری میطلبد که درمن نیست! بنابراین ملتمّسانه ومُحتا طانه ازناصبین کارگزاران فرهنگی وقتّ، که ازنخبگان دینی کشوراند تمنّا دارم با اندکی اندیشه وبدون حُب وبغض به تطبیق ادواری محورهای مطروحه پرداخته، سپس با ذرهّ ایی انصاف قضاوت فرمایند:
س) چه زمانی ودرکدام دوره مدیریت فرهنگی کشور- حتیّ درزمان رژیم سیاسی سابق- این همه نفرّت، خیانت، خبط، بی اعتمادی، شکنندگی عهد، بد اخلاقی وسستی بنیان خانه وخانواده در شعر، فرم، معنا ومفاهیم موسیقی ایران وجود داشته است، که پنداری بی تعهّدترین، خیانت پیشه ترین وحتیّ بی عاطفه ترین ملیّت موجود برمحیط زمین، ملیّت ایرانی است وبس؟! آیا ملتی که درطول تاریخ وعرض جغرافیای ملی، عِرض خویش را با نشانه هایی از وفاداری، غیرت، جسارت، صداقت وانسجام نشأت گرفته ازخردجمعی تثبیت وبه یادگارگذاشته تا فرسایش متمّادی ومتمرکز زمانه نیزقادربه زدودن آن از پیکراین مرزوبوم نباشد، شایسته چنین ادبیات وفحّوایی است که اکنون نُقل و نبات عرصه موسیقی کشور است؟!
س) درچه دوره ایی وبا مصدریت فرهنگی کدام دولت بوده تا رسانه ملی کشورکه خود را ارزشبان اصیل فرهنگ( اسلامی – ملی) می داند از کیسه رعیت، مبادرت به تولید سریالی اندراحوال مفاخران ایرانی واسلامی -اخیرا ًحضرت شیخ بهایی- نموده باشد امّا پس از اتمام پروژه به یکباره وناگه یقینی ازعالم غیب برایشان حاصل شود نسبت به مرتد بودن سوژه فیلم! بنابراین وازپس این انگاره وبرای طهّارت و کفّاره این گناه، دستور به حذف پانزده قسمت سریال را بدهند وموردموإخذه قرار نگیرند هیچ! قدرهم ببیند؟!
س) با هماهنگی کدام کارگزار فرهنگی کشورو درچه زمانی، خاله سیمای کشورمیتوانسته است با همّت خالو وخاله زادگان معتقد به"معاد وآخرتش"روح انسانی وجهان روحانی خداوند متعّال را به بهانه زمینی وقابل فهم عامه نمودن، اینچنین با سریال های صد من یک غازنظیراغماء و حلقه چون حلقه سبزو... زیرزمینی، وحشت انگیز ومتعفن گرداند؟!
س) درکدام دوره ازحاکمیت اسلامی اتهّامی چنین ناجوانمردانه مبنی بر اینکه : منتّقدین فعلی فضای فرهنگی کشوربه بیماری"تعمّد درندیدن ِعملکردهای مثبت ولطایف الحیل گونه مصدورمتصّدیان فرهنگی وقت مبتّلا می باشند"مشمول قانون جزای اسلامی"نبوده اند؟!
میدانم منتظرگوشه چشمی بودن، به عنایتِ"کیمیاگران" این خاکِ پاک، کمال خوش باوریست وآنچه میماند بُغضی است حاصل صدها پرسشی چنین بی پاسخ تابردل بماسد وجان را بکاهد! حال من مانده ام وسپاهی ازسئوال وسمع مبارک مخاطب که:
آیا صِرف باوربه دلسوزی های ذاتی مسئولان فرهنگی وقت، میتواند دافع حساسیت ناصبین نسبت به لغزش وانحراف آنان ازارزش های دینی، ملی، اجتماعی وفرهنگی ِ میهن مقدّس مان ایران باشد؟!
آیا این با اصول ومعارف دین مبین ما مطابقت دارد تا ازنظارت، سنجش و کنترل عملکرد کارگزاران بخاطرشناخت، اطمینان وباورقبلی یا حتیّ قلبی ولی ماضی! صرفنظر نموده وچشم آسایش برهم نهیم به تصّوراینکه کاررابه کاردان ِخداشناس سپرده ایم پس صلوات بفرست؟!
آیا پروسه مسایل ومقوله های فرهنگی که درپیچیدگی،فرانسبی وتخصّصی بودن آن هیچ شکی ملحوظ نیست به مشکلات پروژه ای شباهت دارند که یقینا ًچنین نیست! تا بدین آسانی ودرهمین مدّت کوتاه به سامان رسیده باشد؟ با این همه تکلیف طنین واحضرتا و اسلاما وسنت هایی که هنوزدرزمین وزمان پیوسته وبه پژواک دردورّان است چه خواهد بود؟!
+ نوشته شده توسط مصطفي-اكبر پور در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت
17:25 |