ای سار سفر کرده:
به هر کسی که می رسی سلام کن!
به خسته ها وجسته ها
به تشنه ها
تبعیدی ها! چو بگذری سلام کن !
به هرچه که می رسی نیک نگاه کن:
به ویترین ها و "باربی"ها و "مانکن" ها !
به "کاکا "ها و "کک مک" ها و تابلوها و نقاشی ها
با "چمچانت ٬چشان من و چشمان ما !
گاهی نگاه کرده ها و چندبار دیده هارا هم !
تند تند سلام کن! تیز تیز نگاه کن !
به دخترها و حتی پسرها ! اما قشنگ ترها
با سماجت اون دو تا ستاره ها
حتی اگه کم بیاند از آسمونا !
تو رو به رضا ! و ربنا واهورا
نکنی یهو بهانه گریه را
غربت و تحریر ترانه را !
بیاد بیار این شهر پر ملال و بی نگاه و بد نگاه را
و " دو دوی" "نگاه"نگار تشنه ای رنگ و رءنگ و نار را
آنگاه بخاطر این گون بجا مانده در کویر گل گرفته هم که شد !
هی نگاه کن وسلام کن !
هی سلام کن و نگاه کن !!
+ نوشته شده توسط مصطفي-اكبر پور در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت
12:9 |